تبليغاتX
ستاره صبح
اوایل، سنگ تراش محکم و خشن و بی رحمانه به تنه ی تکه سنگ ضربه میزد. به هر جای ممکن و بی نظم. بعد از مدتها که تکه سنگ ثبات و محکمی خودشو در مقابل ضربات ثابت کرد/شکست ولی خرد نشد/، سنگ تراش شروع کرد با مهربانی و ظرافت تنه ی تکه سنگ رو خراشید. خراشید و خراشید و خراشید . تکه سنگ درد کشید ، کوچکتر شد ، ولی خرد نشد. تکه سنگ از بودن خود فقط درد را فهمید و دید و حس کرد. در عوضش کمی درخشنده  شد.شکل گرفت. یه شکل نحیف، یه شکل نسبتا زیبا... چشم سنگ تراش رو گرفت.هی رفت و اومد و با وسواس خاصی کج کاری های  کوچک رو هم سیقل داد، در آرزوی ساختن یک تندیس نسبتا نفیس... ولی امان از این کجکاری های کوچک و دشوار و زمان بر...بالاخره "تکه سنگ" ،"شکل نسبتا زیبا" یا همون "تندیس" خسته شد دیگه،کم آورد خب! مثل اکثر تندیس های دور و ورش راضی شد .
...
بالاخره سنگ تراش هم  خسته و بیخیال شد...تا همینجا دیگه بسه! ریزه کاری ها رو ولش کن! اینطوری هم یه تندیس هست بالاخره!  
...
ولی بعد مدتی که گیجی و منگی و خستگی ضربات از تن تندیس بیرون رفت نسبتا، این خود  تندیس بود که سنگ تراش/ تندیس گر رو به شوق آورد برای شدنِ همونی که تواناییشو داره و دلش هم میخواد.
+ تاريخ سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 23:11 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________

....

_ _ _ _ _

زود میبخشید
کودک بود و زلال، ولی می فهمید!

+ تاريخ شنبه 29 تیر1387ساعت 17:37 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________

همین

_ _ _ _ _

بعضی وقتا پیش میاد که بعد از نوشتن مطلبی احساس میشه که اون مطلب خیلی دلنچسب هست و حذف بشه بهتره. پست قبلی رو حذف کردم .اگه شد بعدها با توضیح بیشتر و با حوصله تر مینویسمش. از دوستانی که نظراتشون به همراه مطلبم حذف شد معذرت میخوام.
+ تاريخ یکشنبه 23 تیر1387ساعت 2:4 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________

این روزها بیشتر وقتم درگیر کارهای پایان نامه و اینا هستم(گوش شیطون کر:). یکی از متغیرهام هوش هیجانی هستش... از جمله نکاتی که خیلی توجهم رو به خودش جلب کرده تا حالا، این هست که: اکثر افراد(اکثر آقایون البته) به این گزینه که" احساسات یک ضعف است که انسانها دارند" پاسخ مثبت دادن.(پاسخ مثبت به این گزینه، با نمره منفی در هوش هیجانی همراه است).
تعریف "احساس" یا "feeling" در فرهنگ جامع روانشناسی- روانپزشکی پورافکاری این طوری اومده : تجربه کردن، داشتن فرایندهای هشیارانه. حالات عاطفی، یکی از ابعاد هیجان، باورها.
حالابرای من واقعا سوال شده : این تعاریف کجاش برای یک انسان ضعف تلقی میشه؟

 

پی نوشت جالب: تا حالا همه ی خانم ها به این گزینه پاسخ کاملا منفی دادن. جالبتر اینکه خانم های تحصیلکرده  و تحصیلنکرده ، تو این مورد با هم متفق هستند.

............

اگه میخوایین در مورد هوش هیجانی بیشتر بدونین به این جا سر بزنید. مبحث خیلی جالبیه. 


 

+ تاريخ شنبه 15 تیر1387ساعت 21:45 نويسنده حکیمه احمدپور |

__________________________________________ ____________________